ب) قیدهای محدودیتی (شامل: start on، must finish on) وجود نداشته باشد.
وجود قیدهای محدودیت در پروژه ارزش شناوری کل فعالیت مورد نظر را تحت تاثیر قرار می دهند. فعالیت هایی با قیدهای محدود کننده می توانند شناوری کل منفی را نمایش دهند و این شناوری کل منفی را به فعالیت های پیش نیاز یا پس نیاز منتقل کنند.
اعمال قید های محدودیتی در پروژه، فعالیت های بحرانی را تحت تاثیر قرار می دهد و مجددا در این حالت مسیر دستیابی به مسیر با شناوری کل صفر در طول پروژه مخدوش خواهد شد.
پ) فعالیت ها مقادیر واقعی نداشته باشند.
برنامه زمانبندی پروژه با مقادیر واقعی نیز ممکن است مسیر شناوری کل صفر را نشان ندهد. مقادیر واقعی می تواند بر شناوری کلی فعالیت تاثیر داشته باشد.
پس به نظر می رسد تعریف “مسیر شناوری کل معادل صفر” در محیط های پروژه های پیچیده ما نمی گنجد.
فعالیت های بحرانی
اگر مقداری در اینترنت جست و جو کنید خواهید یافت تلاش های ما برای واضح سازی مفهوم “مسیر بحرانی” به چندین روش جدید برای تعریف عبارت “بحرانی” برای یک پروژه منجر شده است. در صورتی که جست و جو کنید احتمالا به اصطلاحاتی از این قبیل برمی خورید.
– بحرانی شدن
– زنجیره بحرانی
– نزدیک به بحرانی
– ریسک بحرانی
حال باید دید کدام یک از فعالیت ها واقعا بحرانی تلقی می شوند؟ تمامی این بحث ها خلاصه می شود در این جمله: بستگی دارد!
این که مسیر بحرانی پروژه شما چه باشد بستگی به این دارد که اصطلاح بحرانی را در پروژه خود چطور تعریف کرده اید و از دیدگاه شما چه فعالیت های بحرانی تلقی می شوند.
ممکن است شما فعالیت هایی داشته باشید که از نظر شما بحرانی تلقی میشود. صرف نظر از اینکه نرم افزار های مختلف، ارزش شناوری کل آن ها را چه مقدار ارزیابی می کنند.
یا ممکن است فعالیت هایی داشته باشید که ارزش شناوری کل مثبت داشته باشند اما از نظر کارفرمای شما بحرانی تلقی شوند. ممکن است بخواهید یک دسته فعالیت های مشخص را در طول پروژه ردیابی کنید. به این طرز عملکرد، کنترل پروژه در دنیای واقعی گفته می شود.
بنابراین:
مسیر بحرانی، مسیری در طول پروژه است، حاوی فعالیت هایی که شما آن ها را بحرانی می پندارید.

طولانی ترین مسیر در فعالیت پروژه چیست؟
این مفهوم نسبت به مفهوم قبلی وضوح تعریفی بیشتری دارد. طولانی ترین مسیر، طولانی ترین مسیر است و در این مورد هیچ بحثی وجود ندارد.
طولانی ترین مسیر، مسیری در طول شبکه پروژه (از شروع تا پایان) است که مدت زمان آن از هر مسیر دیگری بیشتر است.
در نظر گرفتن طولانی ترین مسیر از این نظر منطقی است که قطعا تمامی انحرافات ممکن در برنامه می تواند تاریخ اتمام پروژه را تحت تاثیر قرار دهد.
در تصویر زیر، مسیر قرمز رنگ، طولانی ترین مسیر پروژه است.
آیا بین مسیر بحرانی و طولانی ترین مسیر هم پوشانی وجود دارد؟
اجازه دهید در این مورد این گونه بگوییم، طولانی ترین مسیر یک مسیر بحرانی است، اما تمامی مسیرهای بحرانی، طولانی ترین مسیر به شمار نمی آیند.
به این دلیل که ما میتوانیم مسیر بحرانی در طول پروژه را از طریق قیدهای محدودیت (مانند: start on ،finish on)، قیدهای زمانی، مقادیر واقعی، deadlineها و مکانیزم های دیگر مورد تعبیر و محاسبه مجدد قرار دهیم، اغلب مواقع به مسیری منتهی می شویم که تعداد فعالیت های بحرانی بیشتری از تعدادی که امکان داشت در طولانی ترین مسیر وجود خواهد داشت.
در صورتی که برنامه زمان بندی مبنا (baseline) را بدون هیچ گونه مقدار واقعی، قید تاریخ و deadline تعریف کنید و محاسبات زمان بندی به روش CPM روی آن انجام دهید، مسیری که دارای شناوری کل صفر است، طولانی ترین مسیر خواهد بود.
در صورتی که طولانی ترین مسیر را برای پروژه ای که مقادیر واقعی در آن وارد شده و دارای محدودیت و deadline است محاسبه کنید، به مسیر فعالیت های مهم خواهید رسید، که می توان آن را به عنوان “مسیر بحرانی کوچک” فرض کرد.
روش مسیر بحرانی یا روش طولانی ترین مسیر؟
پیشنهاد ما این است که طولانی ترین مسیر پروژه خود را بشناسید و روی آن نظارت کنید. شاید چیزی که کارفرما تمایل به مشاهده آن داشته باشد چیز دیگری باشد، اما تکمیل به موقع فعالیت های طولانی ترین مسیر منجر به تکمیل پروژه شما در زمان تعیین شده پروژه می گردد.
اکثر نرم افزار ها به شما اجازه می دهند هم طولانی ترین مسیر را ردیابی کنید، هم مسیر بحرانی را. پس هر دو را دنبال کنید.
در نهایت باید عنوان کنیم هر یک از شما باید بدانید نرم افزاری که از آن استفاده می کنید مسیر بحرانی را چگونه تعریف کرده است و چه چیزهایی (مانند: محدودیت ها، روابط، تاخیر “lag”و …) را در شناوری کل فعالیت ها دخیل می داند.
دیدگاهتان را بنویسید